سلام وهزار سلام
امروز تصمیم گرفتم پست جدیدم رو با موضوع معرفی دانشکده فناوری اطلاعات وارتباطات شهرداری تهران آغاز کنم![]()
دانشگاهی که کمتر از یه ترم هست که در آن مشغول به تحصیل شدم .دانشگاهی کوچیک واقع در اقدسیه تهران .![]()
دوره کاردانی رو سپری کردیم با 82 واحد نا قابل تا رسیدیم به مرحله ای بالاتر به نام کارشناسی ، تا حالا که همه چیز مثل کاردانی بود دروس حتی سر فصل هاشون ،اما محیط اینجا خیلی متفاوت تر از کاردانیه استاداشون مسوول هاشون امکاناتش وبچه هاشون وخیلی چیز های دیگه اینجا دیگه خبری از مسافت دو دقیقه ای خابگاه تا دانشگاه نیست اینجا مسیرهای 2 ساعته از خونه تا دانشگاه اونم به شرط شانس ،اینجا خبری از ولگردی تو شهر غریب نیست ،اینجا خونه درس ودانشگاه ،اینجا خبری از شیطنت نیست واین معنی کارشناسی خوندن اونم توی تهرانه .
اساتید اینجا به شرط گلچین هم خوبن دروس این ترم مثل کاردانی اسمبلی وریاضیات وآمار و مبانی مهندسی و ...![]()
خلاصه با الزهرا یه دنیا فرق د اره .![]()
اما این پست به همین جا خلاصه نمیشه بلکه اینبار به جز دغدغه اگه خدا بخواد می خوام از درس هم بنویسم برای اونایی که چه تو همین دانشگاه و چه دانشگاه های دیگه یه مرحله پایین ترن وبراشون مهمه بدونن که آینده چه خبره یا بچه هایی که نمی دونن این دانشگاه چه جور دانشگاهی وبراشون دو خط اطلاعات هم یه دنیاست.
خلاصه دوست دارم هنوز دوست هام توی الزهرا چه جدید چه قدیم ودوست های جدیدم توی دانشگاه جدید با نظراشون منو به نوشتن ترقیب کنند تا بلکم باز هم به دنیای مجازی و وبلاگ نویسی بر گردیم .![]()
![]()
اینبار با موضوع مشکلات دانشجوی نرم افزار در مقطع کارشناسی![]()
آنچه دوست دارم بیشتر درباره اش بنویسم درباره محیط دانشکده ودروس این مقطع و...
و محلی برای مقایسه دانشگاه دولتی وعلمی کاربردی وگرایش های مختلف رشته نرم افزار
البته لازم به ذکر است که در پست آتی با موضوع چگونگی ورود به دانشگاه جدید شروع خواهم کرد و این پست صرفا جهت اطلاع است !!
اگه کسی خاطره ای از این استاد درس ریاضی داره بگه تا شاید اونوقت دوباره پستم رو بازنویسی کنم!!
عمر وبلاگ نویسی ما هم به پایان رسید .با همه خاطرات تلخ وشیرینش
خوب دورانی بود دانشجویی و دانشگاه و شیطنت هاش
و حالا یه مرحله دیگه از زندگی کارشناسی و تاهل.....................
هیچی کاردانی نمیشه
تو این دو سال کاردانی خیلی خاطرات به ارشیو زندگیم اضافه شد اعم از تلخ وشیرین حالا که فکرشو می کنم می بینم دو سال کاردانی به اندازه بیست سال خاطره دارم خیلی وقت ها فکر جدایی از دوستای کاردانی فکر دوری از امام رضا وفکر فراموشی همه اساتید ازارم میده اما بیشتر از این هم نمیشه موند یعنی دیگه مثل قبل لذت بخش نیست.![]()
از مهر هم ایشا الله می ریم کارشناسی اما مشهد رو نمی تونم فراموش کنم........
این روز های پایان سال چه شور وهیجانی داره بوی بهار میاد نمی دونم چرا دلم یه جوریه شاید برای اینکه تعطیلات امسال خیلی خاصه وهمه چیز با قبل فرق داره
پیشاپیش سال نو رو هم تبریک می گم
به امید دست یابی به بهترین ها....................................
سایت این دانشگاه که اعصاب برای ما نزاشته، امروز هم سایت با ۶ روز تاخیر دوباره برای انتخاب واحد آماده نیست.
چه کنیم که دانشجو باشیم!![]()
یاد زمان هنرستان به خیر یه آرزو داشتیم آن هم اینکه بشیم دانشجو.
بعد کنکور آرزو مون کمی که به واقعیت نزدیک شد اونوقت دانشگاه دولتی وروزانه وشهر دلخواه و... شد الویت خواسته هامون..
بعد ش که هم دولتی قبول شدیم هم به آرزومون رسیدیم اونوقت دوباره آرزو کردیم نمی دونم چرا ما فقط عادت داریم آرزو کنیم چرا وقتی به آرزومون می رسیم قدر شو نمی دونیم .
سه ترمی که گذشت جز نزدیک 50 واحد پاس شده ونمره های ناپلوئنی هیچی نفهمیدیم اصلا دانشجویی نکردیم...............
پارک ملت وکوه سنگی و گردش های روز جمعه شد همه ی دانشجویی ما و آخر ترم ها هم دخیل بستن به ضریح امام رضا (ع).
اما واقعا دانشجویی یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
یعنی گلابی که هر روز بری دانشگاه بعد برگردی خوابگاه یا اینکه؟؟![]()
کاش گلابی نباشیم ولقب دانشجویی رو برای کلاس گذاشتن یدک نکشیم
بیایم اندکی بهتر باشیم ![]()
![]()
![]()
امیدوارم ترم جدید بهتر باشیم حداقل برای یک بار هم که شده دانشجو باشیم![]()
این روزها که بیشتر سرم با کارم گرمه..............
امروز داشتم به مهر فکر میکردم به پایان نامه ام که هیچ کاری براش نکردم به کار وبار ودرس
با خودم می گم حالا که تابستون رو برای کسب تجربه یک کار گذاشتم حسابی از این موقعیت استفاده کنم
دارم به این فکرمی کنم که چقدر کار دارم