تبليغاتX
دغدغه های یک دانشجو
دانش به تنهائي يك قدرت است. (فرانسيس بيكن)
هی چه شانس بدی دارم من بعد این همه مدت اومدم یه صفحه نوشتم خوشکل با حوصله اما به علت اشکال در شبکه پرید من که دیگه حال ندارم فقط بگم درباره استاد پاکیان بود 

اگه کسی خاطره ای از این استاد درس ریاضی داره بگه تا شاید اونوقت دوباره پستم رو بازنویسی کنم!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 17:49  توسط فاطمه  | 

خداحافظ وبلاگ دانشجویی.....................

عمر وبلاگ نویسی ما هم به پایان رسید .با همه خاطرات تلخ وشیرینش

خوب دورانی بود دانشجویی و دانشگاه و شیطنت هاش

و حالا یه مرحله دیگه از زندگی کارشناسی و تاهل.....................

هیچی کاردانی نمیشه

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 20:17  توسط فاطمه  | 

سه  چهار ماهی  از درج اخرین پستم می گذرد تو این مدت که نبودم ویا بهتر بگم بودم اما انلاین نمی شدم اتفاقات زیادی افتاد.پایان نامم تموم شد ودر نهایت این ترم  باید از کاردانی هم خداحافظی کنیم

تو این دو سال کاردانی خیلی خاطرات به ارشیو زندگیم اضافه شد اعم از تلخ وشیرین حالا که فکرشو می کنم می بینم دو سال کاردانی به اندازه بیست سال خاطره دارم خیلی وقت ها فکر جدایی از دوستای کاردانی فکر دوری از امام رضا وفکر فراموشی همه اساتید ازارم میده اما بیشتر از این هم نمیشه موند یعنی دیگه مثل قبل لذت بخش نیست.

از مهر هم ایشا الله می ریم کارشناسی اما مشهد رو نمی تونم فراموش کنم........

 این روز های پایان سال چه شور وهیجانی داره بوی بهار میاد نمی دونم چرا دلم یه جوریه شاید برای اینکه تعطیلات امسال خیلی خاصه وهمه چیز با قبل فرق داره

پیشاپیش سال نو رو هم تبریک می گم

به امید دست یابی به بهترین ها....................................

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 16:37  توسط فاطمه  | 

تا اطلاع ثانوی وبلاگ آپ نمی شود!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر 1389ساعت 12:7  توسط فاطمه  | 

بچه های ترم چهاری از انتخاب واحد جا نمونند

سایت این دانشگاه که اعصاب برای ما نزاشته، امروز هم سایت با ۶ روز تاخیر  دوباره برای انتخاب واحد آماده نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 9:46  توسط فاطمه  | 

چه کنیم که دانشجو باشیم!

یاد  زمان هنرستان به خیر یه آرزو داشتیم آن هم اینکه بشیم دانشجو.

بعد کنکور آرزو مون کمی که به واقعیت نزدیک شد اونوقت دانشگاه دولتی وروزانه وشهر دلخواه و... شد الویت خواسته هامون..

بعد ش که هم دولتی قبول شدیم هم به آرزومون رسیدیم اونوقت دوباره آرزو کردیم نمی دونم چرا ما فقط عادت داریم آرزو کنیم چرا وقتی به آرزومون می رسیم قدر شو نمی دونیم .

سه ترمی که گذشت جز نزدیک 50 واحد پاس شده ونمره های ناپلوئنی هیچی نفهمیدیم اصلا دانشجویی نکردیم...............

پارک ملت وکوه سنگی و گردش های روز جمعه  شد همه ی دانشجویی ما و آخر ترم ها هم دخیل بستن به ضریح امام رضا (ع).

اما واقعا دانشجویی یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یعنی گلابی که هر روز بری دانشگاه بعد برگردی خوابگاه یا اینکه؟؟

کاش گلابی نباشیم ولقب دانشجویی رو برای کلاس  گذاشتن یدک نکشیم

بیایم اندکی بهتر باشیم

امیدوارم ترم جدید بهتر باشیم حداقل برای یک بار هم که شده دانشجو باشیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 11:59  توسط فاطمه  | 

ماه رمضون نیمه شد وما هیچی نفهمیدیم.امسال ماه رمضون خیلی غریبه،اصلا حس وحال ماه رمضون رو ندارم

این روزها که بیشتر سرم با کارم گرمه..............

امروز داشتم به مهر فکر میکردم به پایان نامه ام که هیچ کاری براش نکردم به کار وبار ودرس

با خودم می گم حالا که تابستون رو برای کسب تجربه یک کار گذاشتم حسابی از این موقعیت استفاده کنم

دارم به این فکرمی کنم که چقدر کار دارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 11:54  توسط فاطمه  | 

چند روزی می شود که سر کاریم!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 0:4  توسط فاطمه  | 

میلاد امام عصرحضرت مهدی موعود مبارک باد

یادش به خیر حدود سه سال پیش وقتی اولین روزهایی وبلاگ نویسیم بود.اولین وبلاگم دل نوشته ای با اهل دل برای مولا می نوشتم. 

بعد آن یعنی بعد حذف وبلاگ ابا صالح المهدی دیگه وبلاگ نویسی برام اون اشتیاق رو نداشت.

دوست دارم دوباره مثل اون روزها برای عشقم بنویسم اما اینبار از بودنش نه از فراقش!

 

دیریست که ما منتظر روی تو هستیم

   ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم

     دیریست که دلداده ما خانه نشین است

    جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است

         پلک دلم امشب به نبودت پر درد است

      این فصل کبود از غم هجران تو سرد است

         ای ساقی دلهای جهان مست نگاهت

   این ماه فرومانده ز چشمان سیاهت

     دیریست که ما منتظر و خانه بدوشیم

        وقتی که قمر نیست همه تا رو خموشیم

برای ظهورش دعا کنید زیرا ظهور اوست که می تواند تنها راه نجات دل های خسته مان باشد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 1:33  توسط فاطمه  | 

برای پایان نامه ام لازم هست که کد نویسی با asp.netرا یاد بگیرم .مدتی میشه که از روی چند تا فایل آموزشی pdf سعی کردم basicشو یاد بگیرم اما مگه پیش میره

سعی کردم با راهنمایی سایت های آموزشی بفهمم که چی به چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟////

.یکی دو تا کتاب آموزشی هم گرفتم اما اصلا خوب توضیح ندادن  نمی دونم چی کار کنم؟

نیاز به help دارم.........................................

اگه کسی از دوستان می تونه کمکی کنی لطفا اعلام همکاری نماید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 22:14  توسط فاطمه  |